کنتـرل زندگـی خـود را بـه دسـت بگیریــد

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 690

آموزش های جانبلاغی

کنترل زندگی به چه معناست؟

کنترل زندگی به این معناست که قدرت را به دست گیرید و باور داشته باشید که این زندگی متعلق به شماست و قادرید برای زندگی شخصی خود برنامه ریزی کنید و هیچ فرد دیگری نمی تواند این کار را برایتان انجام دهد.

شما نسبت به زندگی خود مسئول اید، زیرا این زندگی متعلق به شماست و اداره آن به شما بستگی دارد نه شخص دیگر.

در صورتی می توانید در این مسیر قرار گیرید که قدرت ابتکار را بدست بگیرید نسبت به خودتان آگاه باشید و خود را بپذیرید.برای بسیاری، این شیوه تفکر، جدید و در عین حال جالب توجه است.به خصوص زمانی که به روشنی مشاهده می کنند آنچه در زندگیشان وجود دارد نتیجه مستقیم کارهای خودشان است.

مسئولیت پذیری در زندگی به معنای قضاوت کردن درباره آن نیست، بلکه بهتر است، واقعیت هارا مشاهده وسهم خود را در این مکاشفه پیدا کنیم بی تردید انسان ها و وقایع اطراف تأثیراتی بر زندگی شما خواهند داشت، اما این فقط شما هستید که تصمیم می گیرید کدام یک از این عوامل تأثیر گذارتر باشند،

چه در جنبه های مثبت و چه در جنبه های منفی.

به عبارت دیگر شما هستید که به آن تأثیرات معنایی دوباره می بخشید.

– شما مسئول اعتقاداتتان هستید

– شما مسئول افکارتان هستید

– شما مسئول احساساتتان هستید

– شما مسئول اعمالتان هستید

همه چیز به شما بستگی دارد، اگر کارتان را دوست ندارید، اگر ارتباط شما با دیگران مطلوب نیست، اگر چاق اید، اگر شاد نیستید، همه و همه به شما مربوط می شود؛ شما قربانی شرایط نیستید.شما آزادید که شرایط را خود انتخاب کنید.

برای آن که بتوانید زندگی تان و خودتان را تغییر دهید بهتر است، به سه پرسش ذیل پاسخ دهید:

می خواهید چه کسی باشید؟

می خواهید چه کارهایی انجام دهید؟

می خواهید چه چیزهایی داشته باشید؟

می خواهید چه کسی باشید؟

یک قلم و کاغذ بردارید، چند دقیقه فکر کنید و اسامی اشخاصی را که به آنها احترام می گذارید و مورد قبول شما هستند، بنویسید.

در این فهرست نام هر کسی را می توان وارد کرد؛ یک دوست، یکی از اعضای فامیل، یک همکار و مانند آن. محدودیتی ندارید.حتی می توانید یک فرد خیالی را در این فهرست بیاورید.

حالا در مقابل هر نام، ویژگی های خاص او را که موجب تحسین شما شده است یادداشت کنید. سپس در فهرست دیگری کلیه ویژگی های این افراد را مجموعاً بنویسید، به طوری که تکراری نباشد.

سپس بررسی کنید که آیا این ویژگی ها همان صفاتی است که آرزو دارید داشته باشید؟

چه تعدادی از این ویژگی ها را دارا هستید و چه تعدادی را مایل اید که داشته باشید؟

آیا آرزو دارید همه این ویژگی ها را داشته باشید؟

آیا از تصور خود در حالتی که این ویژگی ها را داشته باشید لذت می برید؟

می خواهید چه کارهایی انجام دهید؟

از خود بپرسید به چه کارهایی علاقه مندید.

کارهای مورد علاقه خود را، اعم از تفریحی، تحصیلی، شغلی، خانوادگی و… مشخص سازید. سپس اولویت آنها را مشخص کنید.

می خواهید چه چیزهایی داشته باشید؟

از خود بپرسید که واقعاً مایل اید چه چیزهایی داشته باشید.

سعی کنید این تمایل را به صورت واضح مشخص کنید و بین نیازهای ضروری خواست ها و آرزوهای خود تمایز قائل شوید.

نیاز، یک ضرورت است، چیزی که نبودن آن به انسان لطمه می زند، مانند نیازهای فیزیولوژیک، محبت، توجه، احترام، امنیت، دانستن، فهمیدن و…

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  ❤️توصیه های محمد جانبلاغی به خانم ها در موردآقایان

اما خواسته لزوماً ضروری نیست.

مانند؛ داشتن یک ماشین یا لباس گران قیمت و آرزو یک هدف، میل و خواستی است که فرد برای زندگی خود درنظر گرفته است که ممکن است دست یافتنی یا دست نیافتنی، واقعی یا غیرواقعی باشد ولی از آنجا که به زندگی فرد انگیزه و جهت می دهد و او را به سوی هدف رهنمون می سازد،ارزشمند است.

به شرط آنکه فرد به امکانات و توانمندی های خود واقف باشد و هدف گذاریهای واقع بینانه ای داشته باشد.

بنابراین پس از بررسی های فوق، ضرورت و اهمیت خواست خود را مشخص و آنها را اولویت بندی کنید.

برای آن که بتوانید خود و زندگی خود را از نو خلق کنید لازم است به این نکات توجه کنید:

بایدها را از زندگی خود حذف کنید.

بایدها موقعیت های مشروطی هستند که از بیرون بر ما تحمیل شده اند.

چه چیزی باید بخواهم؟

چه کاری باید انجام دهم؟

چه کسی باید باشم؟

چه چیزی باید داشته باشم ؟ و …

بایدها را موقتاً کنار بگذارید.

اگر در این حالت نمی دانید که چه کسی می خواهید باشید،چه کاری می خواهید انجام دهید، یا چه چیزی مایل اید داشته باشید،

با اطمینان زیاد می توان گفت که به طور مؤثری تحت تأثیر «بایدهای بیرونی» بوده اید

این بایدها مانع بروز آزادانه خواسته هایتان شده اند.

توجه داشته باشید، پرداختن به برخی بایدها در زندگی ضروری و لازم است، ولی این نکته مهم است که تا چه اندازه تحت نفوذ آن قرار دارید.

افکار خود را دوباره ارزیابی کنید.

افکار شما، شامل باورهایی هستند که درباره خود، دیگران ، زندگی و آینده دارید و آن را کاملاً حقیقی و موجه می دانید.

بسیاری از باورهای امروز شما، حاصل اندیشه اطرافیان شما هستند.

متأسفانه بعضی از این باورها به دلیل آنکه به شما تلقین شده اند و منشأ درونی ندارند و استدلال ومنطق شما پشت آنها وجود ندارد، نه تنها در زندگی به شما کمک نمی کنند، بلکه شما را با تعارض و سردرگمی رو به رو می سازند.

برخی باورهای بیهوده ای که شما را تحت تأثیر قرار می دهند به این قرار است:

– برای انجام کار ، وقت کافی ندارم.

– نمی توانم تغییر کنم، این شخصیت من است.

– اگر بر خواسته هایم متمرکز شوم، انسان خودخواهی هستم.

– مردمی که خوشبین هستند، واقع گرا نیستند.

– برای خوشحال بودن باید پول، عشق و چیزهای زیادی داشت .

– درزندگی محکوم هستیم که کارهایی انجام دهیم که دوست نداریم

– اگر بخواهم شاد باشم،نسبت به انسانهای دیگر بی توجه می شوم و …

اما چگونه تغییر را آغاز کنید:

اگر خواهان تغییر جدی هستید و می خواهید جایگاه بهتری نسبت به آنچه در حال حاضر دارید داشته باشید بهتر است افکار، کلمات و اعمالتان را تغییر دهید، حتی اگر در این مسیر زحمات زیادی را تحمل کنید.

برای آن که به خلق مجدد خود و زندگیتان بپردازید به شیوه زیر عمل کنید:

از فهرست خواست های خود (کارهایی که می خواهید انجام دهید، چیزهایی که می خواهید داشته باشید یا فردی که می خواهید باشید) که در تمرینات قبلی آماده کرده اید، یک مورد را انتخاب کرده، مراحل زیر را برای آن انجام دهید:

۱) درباره آن انتخاب (خواسته) فکر کرده و آن را ارزیابی کنید:

هر آنچه در اطراف شما وجود دارد، با یک طرح اولیه شروع شده است.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  چگونه تدریس کنیم؟

به اتاقی که در آن نشسته اید توجه کنید، پنجره،زمین،در،کامپیوتر و … تمام اینها زمانی یک ایده در ذهن فردی بوده است .

پس اولین قدم برای خلق و نوآوری، فکر کردن است.

اما باید تصویری روشن ومشخص از آنچه میخواهید،در ذهن داشته باشید برای داشتن این تصویر روشن لازم است نیازهای عاطفی خود را در مورد خواسته هایتان کشف کنید، به عبارتی دریابید چه عاطفه درونی و چه نیاز درونی در پس خواسته هایتان وجود دارد.

برای مثال: اگر خواهان خرید اتومبیل اید، می توانید برای پی بردن به نیاز درونی خود سؤالاتی از این قبیل از خود بپرسید:

می خواهم اتومبیل بخرم. چرا؟ …

برای آن که قادر باشم دور شهر بگردم، چرا؟

برای این که محتاج دیگران نباشم. چرا؟

برای اینکه مستقل باشم. چرا؟

برای آنکه بتوانم هر زمان که دلم می خواست تردد کنم . چرا؟

می خواهم کنترل زندگی در دستم باشد و …برای هر خواسته مادی یک پشتوانه عاطفی و یک نیاز درونی وجود دارد.

این نیاز را کشف کنید.

بسیاری مواقع کشف آن نیاز درونی سبب می شود خواست های خود را بهتر شناخته و به واقعی یا غیرواقعی بودنشان و نیز ضروری یا غیر ضروری بودنشان پی ببرید.

چراکه بسیاری از این خواست های ما بر حسب نیازهای درونی شکل نگرفته و اقتباس از دیگران است.

در مثال فوق، نیاز درونی فرد برای داشتن اتومبیل به این مطلب ختم شد که «کنترل زندگی در دستم باشد».

حال اگربه خاطرهرگونه محدودیتی فرد قادربه دریافت گواهینامه رانندگی نباشد چه اتفاقی می افتاد؟

آیا کنترل زندگی تنها با رانندگی به وسیله اتومبیل شخصی ممکن است؟

اگر خواست های ما براساس نیاز درونی و واقعی ما شکل نگرفته باشند، حتی پس از رسیدن به آن، احساس خوبی نخواهیم داشت.

این روش به شما کمک می کند تصورات خود را شفاف تر سازید و خواسته های حقیقی و غیرحقیقی خود را کشف کنید.

ضرورت های خود را بشناسید تا بتوانید اولویت بندی مناسبی برای نیازها، خواسته ها و آرزوها حقیقی خود قائل شوید.

۲) پس از ارزیابی خواست خود،

آن را بر روی کاغذ آورده، و درباره آن صحبت کنید پس از آن که تصویر روشنی از آنچه می خواهید به دست آوردید ونیازهای درونی خود را به طورحقیقی کشف کردید خواست خود را بنویسید و آن را اعلام کنید.

به نظر می رسد وقتی درباره خواستi خود صحبت می کنید ، خواسته هایتان به سمت حقیقی شدن پیش می روند. درست مثل آنکه به جهان اعلام می دارید قرار است چه اتفاقی رخ دهد.

در بسیاری موارد نیز آگاهی یافتن دیگران درباره خواسته های شما و یاری رساندن آنها سبب می شود در مسیر آنچه که خواهانش هستید گام بردارید.

اظهار قاطعان یک خواسته، آن را به صورت یک هدف در آورده و به واقعیت نزدیک می سازد.

۳) خواسته خود را به مرحله عمل درآورید.

گام های کوچکی بردارید.

آخرین مرحله خلق، عمل کردن است.

بعد از اینکه درباره خواسته هایتان به طور شفاف و مشخص اندیشه کردید، آن را به روی کاغذ آورده و دربارi آن صحبت کردید، قدم های محسوسی بردارید.

فعالیت های خود را گام به گام به سمت خلق چیزی که می خواهید آغاز کنید.

همیشه انتظار گام های بلند را نداشته باشید، گام های کوچک ولی پیوسته در بسیار مواقع ، به شکل مطلوبی شما را به نتیجه می رساند.

استمرار و پشتکار را از یاد نبرید.

شاد وسربلند باشید

دوستدارتان محمد جانبلاغی

شاید این مطالب زیر بکارتان بیاید



درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:
 دوره یکساله با محمد جانبلاغی

ارسال نظر

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.

لطفا کد امنیتی روبه رو را وارد کنید:     2 + 7 =