کشیشی که جهنم را خرید…

به نام خدای بخشنده و مهربان

تعداد نمایش 405

در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می ‌کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد…

به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: قیمت جهنم چقدره؟
کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!
مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: ۳ سکه
مرد سراسیمه مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد.

مرد به میدان شهر رفت و فریاد زد: من تمام جهنم رو خریدم این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی‌دهم…!

آیا میدانید نام این مرد چه بود؟
مـــــارتین لــــــوتر ✌کشیشی که جرقه انقلاب صنعتی را زد… 





در این باره بیشتر بخوانید ...

عاشق شو…
کارِ ما در این دنیا، عاشق شدن است. عمرمان تمام می‌شود و هنوز نفهمید‌ه‌ایم برای چه آمد‌ه‌ایم. مقصودِ خلقتمان چه بوده است. در مورد عشق خیلی صحبت‌ها شده. به‌خصوص در ...
بیشتر بخوانید ...
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند: ۵۰ ...
بیشتر بخوانید ...
رموز موفقیت در کنکور
سمینار موفقیت در کنکور سراسری دوست دارید در کنکور امسال چگونه باشید؟ برای اینکه کنکور سال ۹۵ همانی باشد که شما می‌خواهید چه تدبیر و برنامه‌ای اندیشه‌اید؟ ... دوست دارید باور کنید که می‌توانید ...
بیشتر بخوانید ...
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه‌اش آن را دزدیده باشد، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد که ...
بیشتر بخوانید ...
نگرش منفی به شکست را به نگرش مثبت تغییر دهید هر انسا نی در زندگی شکست هایی را تجربه می کند و در واقع هیچ فردی نیست که در زندگی شکست نخورده ...
بیشتر بخوانید ...
سمینار مهارت های فرزند پروری
مهارت های فرزندپروری دوست دارید فرزندان شما چگونه باشند؟ برای اینکه فرزندانی شاد و موفقی داشته باشید چه تدبیر و برنامه‌ای اندیشه‌اید؟ دوست دارید باور کنید که می‌توانید شما همان والدین موفقی باشید ...
بیشتر بخوانید ...
شبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری می شود. عادت نجار این بود که موقع رفتن و تعطیلی دکان، بعضی از وسایل کارش را روی میز بگذارد. آن شب ...
بیشتر بخوانید ...
دو میمون روی شاخه درختی نشسته بودند و به غروب خورشید نگاه میکردند. یکی از دیگری پرسید: چرا هنگام غروب رنگ آسمان تغییر میکند؟ میمون دوم گفت: اگر بخواهیم همه چیز را ...
بیشتر بخوانید ...
روزی کشاورزی در مزرعه خود کدو تنبل کاشته بود.موقعی که کدوها در حال نمو بودند کشاورز ضمن سرکشی خود از مزرعه متوجه یک تنگ شیشه ای می شود که احتمالا توسط رهگذری ...
بیشتر بخوانید ...
مهارت های فن بیان و سخنوری
  مهارت های فن بیان و سخنوری یک اتفاق بی‌نظیر در تبریز  «چقدر با تکنیک ها و مهارت های فن بیان و ارتباط موفق آشنا هستید؟ چقدر به داشتن یک رابطه موفق کلامی علاقه ...
بیشتر بخوانید ...
عاشق شو…
وزن یک لیوان آب چقدر … ؟
رموز موفقیت در کنکور
داستان کوتاه: همسایۀ دزد
تغییر دیدگاه ها
سمینار مهارت های فرزند پروری
داستان مار
لذت از زندگی
خودباوری
مهارت های فن بیان و سخنوری


درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما در مکتب زندگی منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با علامت ستاره (*) علامت‌گذاری شده‌اند

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.

لطفا کد امنیتی روبه رو را وارد کنید:     7 + 5 =