نظریهٔ عقلانی – عاطفی

به نام خدای بخشنده و مهربان

تعداد نمایش 129

نظریه عقلانى – عاطفى (Retional-Emotive) در نیمهٔ دوم قرن بیستم توسط آلرت الیس (Ellis) پایه‌گذارى شد.

وى نخست روانکاو بود، اما در خلال سال‌هاى ۱۹۵۰ – ۱۹۶۰ میلادى در جستجوى روشى بر آمد که بتواند مشکلات روانى را سریع‌تر حل کن و نهایتاً نظریهٔ عقلانى – عاطفى را بنا نهاد.

نظریهٔ عقلانى – عاطفى از افکار فلاسفه‌اى چون اپیکتتوس (Epictetus)، زنو (Zeno)، و سیسرو (Cicero) سرچشمه گرفته است.

به نظر اپیکتتوس، خود واقعه اضطراب و نگرانى ایجاد نمى‌کند، بلکه ریشهٔ اضطراب و نگرانى در افکار و نظام اعتقادى نامعقول انسان قرار دارد. اجتماعى بودن انسان، اثر عقیده و فکر بر رفتار، و حاکم بودن انسان بر سرنوشت خویش – که همگى در نظریهٔ روان‌‌شناسى فردى توسط آدلر نیز مطرح شده است – در پیدایش نظریهٔ عقلانى – عاطفى مؤثر بوده‌اند.

انسان پس از برخورد با محرک بر اساس تفسیر و برداشت خویش، بدان پاسخ مى‌دهد. لذا افکار و نظام اعتقادى فرد در چگونگى پاسخ به محرک‌ها تأثیر دارد. از این‌رو، نظریهٔ عقلانى – عاطفى با نظریه‌هاى روان‌شناسى فردى و رفتار درمانى وجوه اشتراکى دارد (الیس، ۱۹۷۳).

 انواع روش درمانی

براى اینکه افکار و نظام اعتقادى نامعقول مراجع به حداقل کاهش یابند و یا از بین بروند از سه روش درمانى عاطفی، درمان‌شناختی، و درمان رفتارى مى‌توان استفاده کرد.

درمان عاطفى

برقرارى رابطه با مراجع که باید با احساس


 


(این مقاله از سری مقالات کاربران ویژه است که برای مشاهده آن باید عضو ویژه سایت مکتب زندگی باشید.)

هم اکنون عضو ویژه مکتب زندگی شوید

 


درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما در مکتب زندگی منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با علامت ستاره (*) علامت‌گذاری شده‌اند

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.

لطفا کد امنیتی روبه رو را وارد کنید:     1 + 5 =