حکایتی از عشق کامل

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 985

داستان مردی را برایتان بازگو می کنم که در تمام زندگی اش مجرد ماند برای اینکه در جستجوی زنی در منتهای کمال بود.وقتی هفتاد سالش شد،یک نفر از او پرسید: تو تمام این سرزمین را در جستجوی زن کامل زیر پا گذاشتی،آیا

 واقعا نتوانستی چنین زنی را پیدا کنی؟حتی یک نفر؟

پیرمرد بسیار غمگین شد و گفت:چرا یک بار به چنین زنی برخوردم،یک زن کامل و به تمام معنا سراسر کمال.

آن شخص پرسید:خوب پس چی شد؟چرا با او ازدواج نکردی؟

چهره پیرمرد از قبل هم غمگین تر شد و پاسخ داد:او هم بدنبال مرد کامل بود.

هیچ وقت در پی کمال مطلوب نباش.

در غیر اینصورت،عشق در تو چریان پیدا نخواهد کرد و بی عشق تو تبدیل به موجود سرد و عاری از احساس می شوی.

افرادی که به دنبال کمال مطلوب هستند بسیار بی احساس و روان رنجور هستند،آنها حتی اگر عاشق و یا معشوقی بیابند توقع دارند که فرد از هر نظر کامل باشد،چنین انتظاری عشق را به نابودی می کشاند،به محض آنکه مردی عاشق یک زن یا زنی عاشق مردی می شود،توقعات شروع می شود،زن توقع دارد که مرد به غایت کامل باشد و در نقش سوپرمن تمام خواسته های زن را اجابت کند،مرد هم درخواست ها و توقعات نامعقول از نظر زیبایی،ظرافت،خاص بودن وغیره دارد.

آنها دیگر نمی توانند خودشان باشند و مجبور به نقش بازی کردن و کلک بازی می شوند و عشق را به نابودی می کشانند.پس هیچگاه توقع کامل بودن از کسی را نداشته باشید،اصلا شما هیچگاه حق ندارید از کسی بابت دوست داشته شدن انتظاری از طرف مقابل داشته باشید.

اگر یاد بگیرید که فرد را برای خودش دوست بدارید عشق شما ماندگار می ماند،چه او بخواهد چه نخواهد،شما او را دوست دارید و این دوست داشتن موهبت است و باعث می شود که در زندگی شماجریان یابد و به رشد تو کمک کند.در زندگی زناشویی اگر زن و مرد قدر دان عشق و محبت خود باشند و از یکدیگر انتظارات معقول داشته باشند می توانند عاشقانه زندگی کرده و شادمانی داشته باشند.

شادو سربلند باشید

دوستدارتان

محمد جانبلاغی

شاید این مطالب زیر بکارتان بیاید



درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:
 دوره یکساله با محمد جانبلاغی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.