حافظه محور یا خلاقیت محور؟

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 65

مقایسه ای میان شیوه آموزشی «حافظه محور» و «خلاقیت محور» در کودکان پیش دبستانی و دبستانی

حفظ کردن و به خاطر سپردن و یادآوری مجدد آموخته ها یکی از مهارت های دانش آموزان است تا حدی که آن را معیاری برای سنجش میزان معلومات و بهره هوشی دانش آموز می دانند؛ به طوری که به هر میزان حجم آموخته ها یا بهتر بگوییم محفوظات بالاتر و سرعت یادآوری آنها کمتر باشد، دانش آموز از معلومات بیشتر و بهره هوشی بالاتری برخوردار است.

اما، آیا می پذیریم که بسیاری از این معلومات تنها محفوظات طوطی واری است که پس از مصرف به سرعت از ذهن گریخته و برای یادآوری مجدد آنها نیاز به مطالعه مجدد آنها است؛ چرا که بی تردید اصول صحیحی برای آموزش آنها و در نتیجه به ذهن سپردن آنها وجود نداشته است.

بررسی دو شیوه آموزشی «حافظه محور» و «خلاق» و اثرات آموزش حافظه محور در دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی بحثی است که به آن می پردازیم.

یک پرسش

بررسی از آن جایی آغاز شد که پژوهشگران به بررسی تأثیر حفظ کردن و آموزش هایی از این دست بر روی کودکان کُند(دیرفهم) پرداختند و این پرسش برای آنها مطرح شد که موفقیت تحصیلی و اصلاح نواقص آموزشی کودکان کُِِند با حفظ کردن و آموزش به شیوه «حافظه محور» چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت.

پژوهشگران پس از بررسی بر روی این گروه از کودکان آموزش های خود را متوجه کودکان عادی کردند و به مقایسه و بررسی دو شیوه آموزشی «حافظه محور» و «خلاق» در کودکان یا بهتر بگوییم دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی پرداختند.

پژوهش های نخستین

پژوهش های اولیه بر روی دانش آموزان کُند نشان داد آموزش بر مبنای حفظ کردن آموزه ها تأثیر بسیار اندکی بر روند آموزشی این قبیل کودکان دارد تا حدی که در بعضی موارد منجر به ترک تحصیل آنها می شود.

شاید بتوان تنها تأثیر شیوه آموزشی حافظه محور در کودکان کُند را همگام شدن مقطعی این کودکان با کودکان تیزهوش و حتی عادی دانست، که این تأثیر نیز بی تردید مقطعی و بسیار گذرا است.

اما بعضی نیز معتقدند حفظ کردن یا آموزش «حافظه محور» نوعی مناظره و مباحثه شخصی است که باعث می شود آموزه ها با تکرار به ذهن سپرده شده و ذهن پرورش بیابد و عقیده دارند این شیوه، به ویژه در دوره آموزشی پیش دبستانی بسیار کارا و مفید است.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  اختلال نافرمانی مقابله جویانه

پژوهش های گسترده

اشاره کردیم که در پژوهش های نخستین تأثیر آموزش «حافظه محور» بر روی کودکان یا همان دانش آموزان کُند (دیرفهم) بررسی شد؛ اما نیاز بود تا این شیوه آموزشی و در کنار آن «آموزش خلاق» با دقت بیشترو بر روی طیف گسترده تری از دانش آموزان مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد و نتیجه تأثیر آموزش حافظه محور و خلاق بر روی دانش آموزان عادی و خلاق نیز بررسی شود. به همین منظور سه پرسش به عنوان پیش فرض های بررسی دو شیوه آموزشی- حافظه محور و خلاق- مطرح شد؛

۱- بازده یا پیامد آموزش به شیوه حافظه محور(حفظی) چه تأثیری بر میزان فراگیری دانش آموزان دبستانی و پیش دبستانی داشته و در صورت تغییر شیوه آموزشی، چه تحولاتی ایجاد خواهد شد؟

۲- شیوه آموزشی حافظه محور چه تأثیری بر روند آموزشی دانش آموزان خلاق دارد؟

۳- شیوه آموزشی حافظه محور چه تأثیری بر روند آموزشی دانش آموزان کُند و دانش آموزان عادی دارد؟

برای این منظور چیزی حدود ۲۰ هزار دانش آموز پیش دبستانی و دبستانی انتخاب شدند که از این تعداد چیزی حدود ۱۱ هزار و ۸۴۳ نفر در آزمونی شرکت کردند که ۴۷۱ نفر در گروه دانش آموزان حفظی (آموزش به شیوه حافظه محور) و ۱۰ هزار و ۲۵۵ نفر نیز در گروه دانش آموزان خلاق گروه بندی شدند و ۸ هزار و ۱۵۷ نفر باقی مانده از تعداد کل نیز به عنوان دانش آموزان عادی در نظر گرفته شدند.(۱۱۱۷ نفر نیز از گروه تحت آزمون- ۱۱ هزار و ۸۴۳ نفر- باقی ماندند که در بخش بعدی درباره آنها صحبت خواهیم کرد).

تعداد ۲۰ هزار دانش آموز تحت بررسی از هزار و ۸۰ مرکز پیش دبستانی و دبستانی با شیوه آموزشی حافظه محور، هزارو ۱۱۷ مدرسه و مرکز پیش دبستانی با شیوه آموزشی «خلاق» و ۱۴۱ مدرسه و مرکز پیش دبستانی بدون هیچ خط مشی خاص آموزشی انتخاب شدند.

پژوهش ها در سه مرحله به ترتیب شامل پاییز ۱۹۹۸ تا بهار ۱۹۹۹ میلادی، پاییز ۲۰۰۰ تا پاییز ۲۰۰۱ میلادی و پاییز ۲۰۰۱ میلادی تا پاییز ۲۰۰۲ میلادی انجام شد.

گفتنی است در پاییز ۱۹۹۹ میلادی گروهی نیز به عنوان گروه تصادفی (رندوم) از میان گروه های مختلف انتخاب شده و یک بار نیز بررسی به صورت جداگانه بر روی آنها انجام شد.

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  دروغگویی کودکان

این تعداد همان تعداد هزار و ۱۱۷ نفر باقی مانده بودند که ۹۱۰ نفر از آنها به عنوان گروه رندوم یا تصادفی در پاییز ۱۹۹۹ میلادی تحت بررسی قرار گرفتند و ۲۰۷ نفر باقی مانده به عنوان گروه «شاخص» از همان ابتدا فقط تحت تعلیمات ویژه با شیوه آموزشی «خلاقیت محور» قرار گرفتند.

این گروه ۲۰۷ نفره از آن جهت انتخاب شدند تا احتمال هر گونه خطا به صفر رسیده و اگر در گروه آموزش خلاقیت محور (۱۰ هزارو ۲۵۵ نفری که قبلاً به آنها اشاره کردیم) احتمال خطا و آموزش به شیوه حافظه محور مشاهده شد، در نتیجه آزمون اشتباهی رخ ندهد.

از سوی دیگر پژوهشگران قصد داشتند تا نتیجه آموزش به شیوه «خلاقیت محور» در گروه شاخص (۲۰۷ نفر)- که پیش از این هیچ گاه تحت آموزش با شیوه «حافظه محور» قرار نداشتند- را با دانش آموزانی که احتمالاً در دوره ای از آموزش خود به شیوه حافظه محور آموزش دیده بودند و اکنون در گروه «خلاق» قرار گرفته اند، مقایسه کنند.

نتایج نخستین

پژوهشگران با بررسی گروه های مختلفی که ذکر شد، دریافتند


 


(این مقاله از سری مقالات کاربران ویژه است که برای مشاهده آن باید عضو ویژه سایت مکتب زندگی باشید.)

هم اکنون عضو ویژه مکتب زندگی شوید

  اگر عضو مکتب زندگی هستید برای ورود به بخش کاربری ویژه لطفا هم اکنون وارد شوید 

عضویت ویژه سایت مکتب زندگی

شاید این مطالب زیر بکارتان بیاید



درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:

            


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما در مکتب زندگی منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با علامت ستاره (*) علامت‌گذاری شده‌اند

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.

لطفا کد امنیتی روبه رو را وارد کنید:     7 + 3 =