بلوغ عاطفی

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 1375

در مرحله‌ی شناخت و انتخاب همسر باید به بلوغ عاطفی توجه کنیم . بلوغ عاطفی چیست ؟ سواد عاطفی چیست ؟ تفاوت بلوغ عاطفی و سواد عاطفی چیست ؟

بلوغ عاطفی یعنی فرد به مرحله ای از رشد عاطفی رسیده است که می تواند به طور مناسب احساسات مثبت و منفی خودش را در زمان مناسب و به شکلی مناسب بیان کند . برای مثال انسانی که به بلوغ عاطفی رسیده است می داند که در حال حاضر باید به همسرش ابراز احساسات کند و باید همسرش را از علاقه خود مطلع نماید . او می داند که در حال حاضر باید به همسرش بگوید که چه نقش مناسب و با ارزشی را در زندگی دارد . کسی که به بلوغ عاطفی رسیده است می داند ، گاهی باید از همسرش بخواهد که به صحبت هایش ادامه ندهد تا احساس ناراحتی و اهانت نکند . خانمی که به بلوغ عاطفی رسیده می داند که بعد از ازدواج شخص مهم زندگی وی ، مرد زندگی اوست و دیگر پدر ایفا کننده این نقش نیست و باید به جای مادر، از همسرش ارتزاق عاطفی بگیرد و به اصطلاح بند ناف عاطفی وی از خانواده اش بریده شده است ؛ البته این به معنای کنار گذاشتن خانواده نیست بلکه دیگر به خانواده خود وابستگی ندارد زیرا وابستگی مانعی برای برقراری یک رابطه‌ی عاطفی مناسب با همسر می شود . من محمد جانبلاغی در مراجعانی که برای مشاوره ازدواج و خانواده داشتم شکایت های بسیاری مبنی بر وابستگی زن یا مرد به خانواده اش مشاهده می کردم.

برای مثال شکایت می شود : « هنوز مردِ زندگیِ همسرِ من پدرش است و من جایگاهی در زندگی او ندارم، او به من تکیه نمی کند .» این مشکل گاهی به علت عدم بلوغ عاطفی دختر و یا زمانی‌که مرد نتوانسته است جایگاه مناسب را برای خودش ایجاد کند ایجاد می شود . بنابراین یکی از علایم بلوغ عاطفی ، قطع شدن بند ناف عاطفی است .

یکی دیگر از علایم بلوغ عاطفی این است که فرد بتواند در کنار یک انسان با در نظر گرفتن نیازهایش زندگی کند و برای برطرف کردن نیازهای عاطفی و روانی همسرش احساس مسئولیت کند ؛ یعنی به عبارت دیگر زندگی دو نفره را یاد گرفته و در زندگی کودکانه خود دست و پا نزند و بالغانه بفهمد که حتی اگر نیاز همسر برای او خوشایند نیست باید برای برآورده کردن نیاز او تلاش نماید و به او توجه عاطفی داشته باشد. برای مثال اگر همسر نیاز به شنیدن علاقه و دوست داشتن دارد خودداری نشود و به خرید خانه ، خودرو و … اکتفا نشود.

برای مثال فردی اظهار می‌کند که در ۲۰ سال زندگی مشترک یک بار از همسرش جمله دوستت دارم را نشنیده است و همسر او فقط در قبال دوستت دارم های او اظهار علاقه ی متقابل کرده است .

در مثالی دیگر فردی شکایت می کند زمانی که به همسرم می‌گویم دوستت دارم . او فقط تشکر می کند و نه تنها خودش ابراز علاقه نمی کند بلکه هیچگاه پاسخ متقابل نمی دهد .

افرادی که به بلوغ عاطفی دست پیدا کرده اند، حتی اگر در یک محیط سرد عاطفی رشد پیدا کرده باشند و مهارت لازم را نداشته باشند، می توانند از کلاس‌های آموزشی برای رسیدن به این مهارت استفاده نمایند .

سواد عاطفی یعنی فرد مراحل شروع یک رابطه ی عاطفی را می شناسد و می داند که در هر مرحله از مراحل روابط عاطفی چه رفتاری مناسب است ، چه عملی باید انجام دهد و چگونه رابطه ی عاطفی خود را به خوبی هدایت و مدیریت نماید. او بر روابط عاطفی خود مسلط است و اگر بر سرِ راهِ رابطه ی عاطفی وی موانعی ایجاد شود ، او آگاهانه این موانع را از سر راه بر خواهد داشت .

سواد و بلوغ عاطفی ، هردو، هم در زندگی زناشویی و هم در روابط جنسی اهمیت بسیاری دارند . به خاطر داشته باشید اگر کسی به بلوغ عاطفی دست پیدا نکرده باشد حتی اگر آگاهی و سواد عاطفی را هم داشته باشد قابلیت اجرای مهارت‌های یاد گرفته را نخواهد داشت زیرا موانعی در درون او مانع اجرای سواد عاطفی می شود . ناپختگی های عاطفی و مجهول بودن فرد در حوزه ی عاطفی مانع اجرای سواد عاطفی می شود .

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  خودباوری

تمرین مناسب برای شناخت احساسات و عواطف چیست ؟ چگونه می توان سواد عاطفی لازم را کسب نمود ؟

به خانواده‌هایی که فرزند دارند توصیه می‌شود بلوغ عاطفی را مانند تمام بلوغ ها از جمله بلوغ فکری ، بلوغ اجتماعی و … که در خانواده اتفاق می افتد را به فرزندان آموزش دهند تا به بلوغ اجتماعی برسند. باید به فرزندان کمک شود تا به بلوغ عاطفی برسند .

مادران به موقع باید جایگاهشان را در کنار پسرشان تغییر دهند تا فرزندشان به بلوغ عاطفی برسد . برای مثال فرض کنید پسر ۲۱ ساله ای به دلیل اینکه مادرش همیشه او را ، بچه و ناتوان می پنداشته و همیشه به او سرویس می داده معتاد شده است . حال مادر اظهار می کند پدرِ کارخانه دار این پسر حتی یک بار هم فرزندش را به استخر و کوه نبرده است . در صورتی‌که مادر باید بگوید پسرش از ۹ سالگی تا به حال حتی یک بار هم به کارخانه‌ی پدرش نرفته است و به خاطر همین به رشد کافی نرسیده است .

اینکه فکر شود فرزند در خانه بماند تا گرمازده نشود ، در خانه تلویزیون تماشا کند و یا در اینترنت اوقات خود را سپری کند و … ، فکر اشتباهی است و ممکن است زمانی هم فرد دیگری به او مواد دهد و فرزندشان استفاده کند . والدین باید برای رسیدن فرزندانشان به بلوغ عاطفی، به موقع جایگاه خود را تغییر دهند .

حال اگر دختر و پسر جوانی ازدواج کردند و در روابط عاطفی خود دچار مشکل شدند باید خود را در معرض رشد قرار دهند و برخی از مسائل را در خود تغییر دهند .

برای مثال زوجی هر روز بر سر مسائل خیلی کوچک و جزئی اختلاف و اصطکاک دارند، طبیعی است که علی رغم حمایت‌گری و هدایت میل جوانی ، در بستر نیز رابطه‌ی جنسی خوبی نداشته و این رابطه رضایت بخش نخواهد بود.

یکی از علایم بلوغ عاطفی ، آمادگی برای زندگی دو نفری (مشترک) است . اکثر اوقات خواسته و یا علاقه‌ی دو طرف، هماهنگ نیست ، اما باید کاملا بالغانه برای احساس رضایت همسر تلاش نموده و علاوه بر لذت از شادی خود ، از شادی همسر نیز لذت برده شود و در کنار یکدیگر با بر آوردن نیازهای یکدیگر خیلی خوب زندگی نمایند .

گاهی بعضی از افراد نمی توانند نیازهای منفی خود را بیان نمایند و همواره سکوت می‌کنند و زمانی فرا می رسد که این نیازهای منفی زندگی را مانند سیلی نابود خواهد کرد. زوجین با آموزش می توانند یاد بگیرند حتی اگر پنج درجه ناراحت هستند این ناراحتی را بیان کنند برای مثال فردی که از تماس نگرفتن همسرش ناراحت شده ، باید آن را بیان کند تا همسرش نیز متوجه شود . وی بعد از بیان دلخوری متوجه می‌شود که همسرش به دلیل مشغله‌ی بسیار فرصت نکرده که با او تماس بگیرد اما در تمام مدت به یاد او بوده است. در حقیقت تخلیه‌ی احساس صورت می‌گیرد و مشکل در جای خود حل می‌شود و با مشکلات بعدی پیوند نمی خورد .

مراحل سواد عاطفی چیست ؟

سواد عاطفی یعنی فرد مراحل رابطه‌ی عاطفی را به خوبی بشناسد ، بداند در هر مرحله از این مراحل چگونه عمل کند و مدیریت رابطه‌ی عاطفی خود را به دست گیرد و بداند در مواجهه با مشکلات چه رفتاری را باید در پیش بگیرد . سواد عاطفی اندکی در منزل شروع می شود و فرزندان از مشاهده ی ارتباط والدینشان ، اطلاعاتی را کسب می‌نمایند.

اشتنبرگ می‌گوید : « زمانیکه فرزندان شاهد رابطه‌ی عاطفی والدینشان هستند از نگاه به این رابطه یک الگوی عاطفی برداشت می‌کنند.»

بطور مثال اگر مادر نقش معلم را برای پدر خانواده دارد و بصورت مداوم کارها را به او گوشزد می‌کند و مرتب به او امر و نهی می‌کند، فرزندان این رابطه عاطفی را قطعاً خواهند آموخت .

این موضوع را هم در ادامه بخوانید:  ۵ ویژگی که افراد با نفوذ دارند

نکته‌ی مهم اینجاست که آیا شخصیت همسرشان هم مانند پدرشان است؟ آیا همسرشان آمادگی و تحمل اوامر و امر و نهی‌ها را دارد ؟ درست است که پدر و مادرشان در زندگی با هم خوب بودند و همیشه پدرشان در برابر این اوامر تسلیم بوده اما آیا همسر او نیز اینگونه خواهد بود؟

در پاسخ باید گفت خیر . اینطور نیست، در این نقطه افراد با مشکل مواجه می شوند .

نقطه‌ی شروع آموزش الفبای سواد عاطفی در خانواده و بین روابط والدین شکل می‌گیرد و به تدریج شخص با مشاهده‌ی فیلم‌های تلویزیون ، مطالعه‌ی کتاب های رمان و مصاحبت با دوستان اطلاعاتی را کسب می نماید و در ذهن وی الگویی شکل می گیرد . در حقیقت بستر اولیه از خانواده کسب می شود و سپس با رسانه ها و اطلاعاتی که فیلم ها و رمان های عاشقانه به شخص می دهند الگوی عاطفی برای فرد شکل می‌گیرد و او با مجموعه ای از باورها وارد رابطه‌ی عاطفی می شود . الگویی که در خانواده در ذهن فرد شکل گرفته و عینیت داشته ، الگوی غالب است و شخص در رابطه با همسرش به دلیل باورهای ذهنی که البته ضرورتی نیز برای صحت این باورها وجود ندارد ، دچار مشکل می شود .

برای مثال، یک باور این است که اگر فردی کسی را دوست داشته باشد خودش می داند که برای خوشحال کردن او چه کاری را انجام دهد ، در صورتیکه این باور غلط است و از فیلم ها ، کتابها و صحبت های دوستان ناشی می شود . یا باور غلط دیگر این است که اگر یک نفر کسی را دوست داشته باشد هر چیزی را که یکی از طرفین دوست داشته باشد طرف مقابل نیز دوست دارد. این باور الزامی ندارد و چون دو نفر از دو خانواده و بستر فرهنگی متفاوت در کنار هم قرار گرفتند لزومی ندارد که به خاطر عشق ، علایق یکسانی داشته باشند . مثلا ممکن است یک نفر به ورزش علاقه داشته باشد و نفر دیگر به موسیقی .

در بسیاری موارد، افراد آگاه نیستند که مرحله‌ی اول رابطه‌ی عاطفی ماهیتاً دارای ویژگی های زیر است :

در شروع رابطه و در مرحله ی اول ، هیجان فرد به دلیل تغییرات بیوشیمی خون متفاوت است ؛ یعنی روزهای اول سطح نوراپی نفرین و دوپامین خون افزایش می یابد و چون رابطه جدید است هیجان جدیدی برای فرد ایجاد می‌شود و در نتیجه نوراپی نفرین و دوپامین که هورمون عشق نام دارند افزایش می یابند . برای مثال فرد بیان می کند که بسیار خرسند است ، هیجان زیادی دارد و به محض خداحافظی دلتنگ می شود ، به بهانه های متفاوت تماس می گیرد و تمایل دارد با هم باشند. اما این ویژگیِ مرحله‌ی اول رابطه‌ی عاطفی است و اگر همسران سواد عاطفی لازم را نداشته باشند و ندانند که به دلیل اینکه مغز در این شرایط در حالت کارکرد شدید قرار دارد و مانند موتور ماشین کار می کند ، این ویژگی بیشتر از ۶ ماه دوام نخواهد داشت زیرا مغز طبیعتاً برای دفاع از سلامت خود ، خودش را با وضعیت تطبیق می دهد و به تدریج هیجان فروکش می کند ؛ یعنی درست است که هنوز هم در بدن نوراپی نفرین و دوپامین زیاد ترشح می شود اما بدن وی با این سطح هورمون دیگر به آن هیجان نمی رسد زیرا بدن عادت کرده تا مغز بتواند از سلامت خودش دفاع کند . مغز نمی تواند هیجان بسیار را برای زمان طولانیِ زندگی حفظ کند و طبیعی است که وارد مرحله‌ی استراحت شود پس خیلی از هیجانات فروکش می کند و اگر شخص سواد عاطفی لازم را نداشته باشد ممکن است رابطه ی عاطفی خود را از بین ببرد.

شاید این مطالب زیر بکارتان بیاید



درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:
 دوره یکساله با محمد جانبلاغی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما در مکتب زندگی منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با علامت ستاره (*) علامت‌گذاری شده‌اند

با ارسال نظرات خود ما را در هر چه بهتر کردن خدماتمان یاری دهید.

لطفا کد امنیتی روبه رو را وارد کنید:     2 + 4 =