او یک ناشنوا بود …

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 2233

چند نفر از پلی عبور می کردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند… همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند بهشون کمک رسانند… ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است، که نمی شه براشون کاری کرد… به آن دو نفر گفتند که امکان نجاتتون وجود نداره! و شما به زودی خواهید مرد !!!


در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند،اما همه دائما به آنها می گفتند که تلاش تون بی فایده هست و شما خواهید مرد !!! پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد….

بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست … اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و بالا خره از رودخانه خروشان خارج شد . وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست. در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!
«< ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند »>

آیا این مطالب جدید را مطالعه کرده اید؟


اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی
Share on Facebook
Facebook
Share on Google+
Google+
Tweet about this on Twitter
Twitter
Share on LinkedIn
Linkedin

محمد جانبلاغی محمد جانبلاغی// انسان‌ می‌تواند افکار و تجارب و دانش خود را با سایر انسان‌ها سهیم شود. انسان علیرغم عمر کوتاهش، می‌تواند از گنجینه‌ی دانش و تجارب و دستاوردهای تمام تاریخ بشر استفاده کند. همین موضوع جایگاه بشر را ممتاز نموده. مردم و ملت‌هایی که اهمیت آموزش را دریافته و به خوبی از قدرت آموزش استفاده می‌کنند، اوج می‌گیرند. و بقیه..... از شما که آرزومند پیشرفت خود و خانواده‌تان هستید دعوت می‌کنم از آموزش‌های بی‌نظیری که برایتان تدارک دیده‌ام استفاده فرمایید. سایت را واکاوی فرمایید، به منوها و زیر منوها مراجعه فرموده، و بهترین آموزش‌ها را انتخاب و استفاده نمایید.

با آموزش‌های محمد جانبلاغی،... بیاموزید آنچه را در هیچ مدرسه و دانشگاهی به شما نمی‌آموزند.


درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 + 1 =