از آشنایی تا ازدواج

به نام خدای بخشنده و مهربان

  تعداد نمایش : 79

آشنایی

آشنایی، فرایند تبادل اطلاعات و عواطف بین دو نفر از جنس مقابل به منظور تصمیم گیری برای ازدواج است.

به طور سنتی در جامعه ما آشنایی از طریق خاستگاری انجام می شود که شکل آن در نقاط مختلف ایران متفاوت است.

جذابیت

معمولا اولین عنصر محرک برای آشنایی با یک نفر، جذابیت اوست. جذابیت در آغاز و گسترش آشنایی زن و مرد تاثیر بسزایی دارد.

در مطالعات انجام شده این نتیجه به دست آمده است که جذابیت ظاهری بیشترین تاثیر غیرمنطقی را بر اکثریت افراد دارد و یکی از مهمترین شاخصه هایی است که در تعداد افراد خواستار ازدواج با فرد تاثیر دارد.

در نگاه اول جذاب ترین افراد به احتمال زیاد افرادی گرم، حساس، مهربان، به روز و با کفایت هستند.

در یک مطالعه بین فرهنگی که سی و سه فرهنگ در نقاط مختلف جهان را دربر می گرفت، ظاهر فیزیکی در همه موارد به عنوان جذاب ترین عامل توسط مردان ذکر شده بود، درحالیکه خانم ها به دورنمای مالی مردان و بلند پروازی آن ها و سخت کوشی و جدی بودن آن ها توجه می کردند.

آیا واقعا در همه جهان زنان و مردان بر روی این موارد توافق دارند؟

قضیه به این سادگی نیست. در تحقیق باید همه افرادی که به پرسشنامه های تحقیق پاسخ داده بودند چه مرد و چه زن ویژگی های شخصیتی «فهیم- مهربان» و «باهوش» را بر «قدرت کسب و کار» یا «جذابیت ظاهری» ترجیح داده بودند.

در برخی تحقیقات «قدرت کسب و کار» مردان و «جذابیت ظاهری» خانم ها از هم تفکیک شده و اولویت این دو مورد در برابر دیگر عوامل شخصیتی مورد توجه گرفته است. برخی از تحقیقات نشان داده است که این دو عامل قبل از دیگر عوامل شخصیتی مورد توجه قرار می گیرد و تحقیقات دیگر نشان داده اند که این دو عامل بعد از دیگر عوامل شخصیتی مورد توجه قرار می گیرند .

به طور تقریبی می توان گفت که جذابیت ظاهری در فرایند آشنایی برای مردان از اهمیت بیشتری برخوردار است و کیفیت های شخصیتی برای زنان مهمتر است.

در مطالعه ای که توسط نوید انجام شد اولویت های مردان برای آشنایی، بیشتر جنبه های جذابیت ظاهری را دربرمی گرفت و اولویت های خانم ها برای آشنایی مخلوطی از ویژگی های ظاهری و شخصیتی بود.

اما هنگامی که در این تحقیق مردان و زنان ویژگی های با اهمیت برای انتخاب همسر را دسته بندی کردند، فهرست آن ها به طور معناداری شبیه هم بود. این فهرست به ترتیب اولویت عبارت بود از:

۱- صداقت ۲- وفاداری وتعهد ۳- حساسیت ۴- خونگرمی ۵- مهربانی ۶- خلق و خو ۷- ملایمت ۸- صبر و شکیبایی۹- متانت و وقار

به نظر می رسد که «شخصیت» در انتخاب همسر مهمتر از ظاهر فرد است و نگرش های جامعه پذیر مرد برخی اوقات برای خانم ها ممکن است از نفوذ اجتماعی مرد، دلخواه تر باشد.

جذابیت ظاهری می تواند فرد را درگیر فرایند آشنایی کند، اما لزوما ارتباط طولانی مدت و شادی را به همراه نخواهد داشت.

علی رغم همه آنچه که هر دو جنس درباره جذابیت ایده آل مد نظر دارند، به طور واقعی همسری را انتخاب می کنند که به لحظ جذابیت همانند خودشان باشد.

همسر جذاب بر موقعیت اجتماعی فرد تاثیر دارد. اما موقعیت اجتماعی برای برخی از افراد مهمتر است. مردانی که برای آن ها نگاه دیگران و موقعیت اجتماعی مهم است به ظاهر و جذابیت ظاهری همسر توجه بیشتری دارند، درحالیکه مردانی که توجه کمتری به موقعیت اجتماعی دارند، به عوامل شخصیتی ارزش بیشتری می دهند و به ظاهر همسر کمتر توجه می کنند.

جذابیت ظاهری غیرمعمول در عین حال که یک مزیت است، می تواند یک نفطه ضعف باشد: افراد فوق العاده جذاب با پیشنهادهای اغواگرایانه محاصره می شوند و به ستوه می آیند.

در عین حال به نظر می رسد که جامعه نسبت به این افراد به لحاظ هنجارهای خود سخت گیرتر است. بنابراین زنانی که جذابیت بالایی دارند، ممکن است که مجبور باشند همسری را با جذابیت کمتر انتخاب کنند و دائما وفاداری خود را به او ثابت کنند. البته ظاهر جذاب لزوما به رضایت زناشویی بیشتر و یا زندگی شادتر رهنون نمی شود.

« یک شخصیت قوی در حال شکل گیری» یا «بالقوه موفق» برای خانم ها جذاب است. به نظر می رسد که دورنمای موفقیت مرد برای خانم ها اهمیت دارد.

این نگرش حتی در کشورهای غربی که خانم ها فرصت تقریبا برابری با مردان برای موفق بودن دارند نیز همچنان وجود دارد. در ضمن به نظر می رسد که زنان هم مانند مردان به جذابیت ظاهری مرد، هم به عنوان یک امر مطلوب و هم به عنوان یک نماد از موقعیت اجتماعی توجه دارند، اما ترجیح می دهند که این امر را پنهان نگاه دارند.

تا اینجا به دو عامل «جذابیت ظاهری» و «جذابیت شخصیتی» اشاره شد.

سومین عامل جذابیت، «موقعیت اجتماعی» فرد است.

موقعیت اجتماعی شامل طبقه اجتماعی، موقعیت اقتصادی، شان و منزلت اجتماعی، شهرت، اعتبار، اصالت خانوادگی، تحصیلات، شغل، قومیت، مذهب، زبان و فرهنگ می شود.

طبقه اجتماعی بالا برای دیگر طبقات اجتماعی جذاب است، بنابراین امکان اینکه فردی از طبقه پایین تر جذب فردی از طبقه بالاتر شود، هست.

موقعیت اجتماعی نیز ایجاد جذابیت می کند. افراد تحت تاثیر میزان درآمد و سرمایه فرد قرار می گیرند. موقعیت اجتماعی نقش مهمی در تعیین جایگاه اجتماعی فرد دارد.

جایگاه فرد در اجتماع محلی، شهرت و اعتبار خود او و خانواده اش به راحتی دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد. اصالت خانوادگی که در واقع از اعتبار خانواده، جایگاه خانواده و آبروی خانوادگی ترکیب شده است، در نظر خانواده های ایرانی اهمیت فراوانی دارد و شدیدا ایجاد جذابیت می کند.

تحصیلات فرد از دو جهت مهم است. یکی به دلیل اینکه تحصیلا ت بالاتر، شغل بهتر و وضعیت اقتصادی بهتری را نوید می دهد و در عین حال از توانمندی، هوش و فهم فرد نیز اطلاع می دهد. بسیاری از ما به راحتی تحت تاثیر تحصیلات فرد قرار می گیریم. شغل فرد از چند جهت اهمیت دارد. یکی شان و منزلت اجتماعی فرد را می رساند و دیگری میزان درآمد و توانمندی اقتصادی فرد را بیانمی کند.

برخی از موقعیت ها، زبان ها و فرهنگ ها از جذابیت و اعتبار بیشتری برخوردار هستند. مذهب فرد و دین فرد نیز بر جذابیت او تاثیر دارد. برخی از مذاهب برای فرد ممکن است جذابیت بیشتری داشته باشد.

هم مذهب بودن و هم دین بودن از جذابیت برخوردار است؛ چرا که به گونه ای به شباهت و همانندی نیز که یکی دیگر از منابع جذابیت است اشاره دارد. جایگاه مذهبی فرد نیز تاثیرگذار است.

این که فرد در میان هم مذهبی های خود چه جایگاهی دارد و این که روحانی است یا یک مومن معتقد در جذابیت تاثیرگذار است. برخی از زبان ها و لهجه ها در یک جامعه نسبت به زبان ها و لهجه های دیگر از اعتبار بالاتری برخوردار هستند. بنابراین زبان و لهجه فرد بر جذابیت او تاثیرگذار است.

یکی دیگر از منابع جذابیت، شباهت هایی است که با هم داریم. تحقیقات بسیاری نشان داده اند که دانشجویان به شباهت های شخصیتی و نگرشی توجه می کنند، به ویژه زمانی که چندان درگیر عشق نیستند.

هر چه شباهت ها بین دو نفر بیشتر باشد، جذابیت بیشتری به وجود می آید. «شباهت ها» بیشتر در مورد اندیشه ها، باورها و نگرش هاست. دو نفر که اندیشه، باور و نگرش نزدیک به هم دارند جذابیت بیشتری را بین خود احساس می کنند.

شباهت در سایر موارد زندگی از قبیل شباهت در تجربه ها، شباهت در حوادث غم انگیز، شباهت از نظر عضویت در گروه های سیاسی یا اعتقادی خاص، اهداف مشابه و همانند، فعالیت های همانند و مشترک، همگی ایجاد جذابیت می کند.

یکی دیگر از منابع جذابیت «تضادها و تفاوت هایی» است که با هم داریم. یک فرد خجالتی ممکن است فردی صبور و شجاع را جذاب بداند. فردی که پر سر و صدا و پر حرف است ممکن است کسی که کم حرف و بی سر و صداست را جذاب بداند.

تضادها و تفاوت ها به صفات و شرایطی اشاره دارد که ما تجربه نکرده ایم یا فاقد آن هستیم؛ اما آن را جذاب می دانیم و می خواهیم که صاحب آن صفت یا دارای آن شرایط شویم. فردی که خانواده آشفته ای داشته است و خانواده آرام فرد مقابل را جذاب می داند، این جذابیت به دلیل «تضاد و تفاوت» ایجاد شده است.

نظریه های آشنایی

دو نظریه قدیمی در این باب وجود دارد.یکی نظریه همسان همسری و دیگری نظریه ناهمسان همسری.

نظریه های همسان همسری استوار بر این فرض است که هر چه شباهت ها و همانندی ها بیشتر باشد دو طرف بیشتر مایل به آشنایی با یکدیگر هستند. به عبارت دیگر کبوتر با کبوتر، باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز

همانندی های قومی، فرهنگی، طبقه اجتماعی، مذهب مشترک، ارزش های مشترک، سن و سال نزدیک به هم و سطح تسهیلاتی مشابه و علایق مشترک بنیان و پایه استواری برای ایجاد زندگی مشترک است.

در مورد علاقه مشترک منظور این نیست که دو نفر به همراه هم یک علاقه را دنبال کنند، بلکه ممکن است به طور فردی به آن بپردازند اما هر دو نفر به آن حوزه علاقه مند باشند.

مثلا علاقه مشترک به موسیقی، هنر، صنایع دستی، طبیعت… و البته همه آنچه که گفته شد به این معنی نیست که اگر در برخی حوزه ها با هم تفاوت داشتند؛ الزاما روابط آن ها پایدار و موفق نخواهد بود.

بلکه افرادی هستند که علی رغم تفاوت در برخی از زمینه ها، ازدواج موفقی داشته اند. اما به طور عام هر چه مشترکات بیشتر باشد زندگی و ارتباط راحت تر و آسان تر خواهد بود.

به همین دلیل متخصصان اکثرا معتقدند که اگر می خواهید ازدواج موفق، با ثبات و شادمانی داشته باشید باید به جستجوی فردی باشید با خصوصیات و کیفیاتی که در انتخاب بهترین دوست به دنبال آن هستید. یا به عبارت دیگر با کسی ازدواج کنید که مانند صمیمی ترین دوست شما باشد.

نظریه ناهمسان همسری بیان می کند که ما بیشتر به افرادی علاقه مند می شویم که ما را کامل می کنند. مثلا فرد خجالتی از فرد جسور خوشش می آید، یا یک فرد اجتماعی و اهل رفت و آمد یک فرد منزوی و اهل مطالعه را جذابمی داند.

فرض اصلی این نظریه این است که ما تمایل داریم کسی را جستجو کنیم که دارای آن چیزی است که ما نداریم و مایل به داشتن آن هستیم. بسیاری از مردم این نظریه را می پذیرند، چرا که به نظر می رسد منبعی برای شهود و احساس در آن نهفته است.

اما اگر آشنایی را از انتخاب همسر جدا کنیم، واقعیت آشکار می شود. تحقیقات نشان می دهد که در اکثر ازدواج های موفق، دو طرف معمولا از بسیاری جهات به هم شبیه هستند.

نظریه دیگری که برای توضیح فرایند آشنایی تا انتخاب همسر مفید است، نظریه صافی است.

این نظریه بیان می کند که مردم برای آشنایی و نهایتا انتخاب همسر از صافی های پیچیده ای عبور می کنند که به تدریج دامنه مخروطی آن تنگ تر می شود و انتخاب محدودتر می شود تا اینکه نهایتا به یک انتخاب می رسند.

اولین صافی یا اولین عامل تاثیرگذار آشنایان هستند. منظور از آشنایان، اقوام، خویشان، دوستان، همسایگان، همکاران، هم کلاسی ها و …هستند که با آن ها مواجه می شویم، آن ها را می بینیم و با آن ها آشنا می شویم.

مکان جغرافیایی و زمان آشنایی عوامل موثری هستند که در این مرحله تاثیرگذارند. البته رسانه های جدید از قبیل اینترنت، فضا و زمان مجازی برای ارتباط ایجاد کرده اند، که آن ها را نیز می توان در این صافی موثر دانست.

منظور از صافی پیشینه اجتماعی گروه قومی و نژادی، طبقه اجتماعی- اقتصادی و سن است که در این مرحله افراد به طور هشیار یا ناهشیار آن را لحاظ می کنند.

جذابیت در مرحله بعد به صورت یک صافی عمل می کند و در تصمیم گیری افراد موثر است.

همسانی و هماهنگی بیشتر معطوف به شخصیت، علایق، باورها و ارزش هاست؛ هر چه افراد به لحاظ این چند عامل با هم هماهنگی بیشتری داشته باشند، احتمال اینکه با هم ازدواج کنند بیشتر است.

صافی سنجش در واقع ارزیابی ما از ارتباط است.در این مرحله ما ارزیابی می کنیم که در ارتباط چه می دهیم و چه به دست می آوریم. اگر در ارزیابی ما آنچه که می دهیم با آنچه به دست می آوریم متناسب بود، اغلب به سوی ارتباط متقابل متعهدانه یا ازدواج پیش خواهیم رفت.

فواید آشنایی

چهار فایده عمده آشنایی به ترتیب عبارتند از:

۱- مشاهده متفاوت بودن افراد با یکدیگر و آشنا شدن با افراد مختلف به ما کمک می کند تا گستره تفاوت ها را در افراد جامعه خود مشاهده کنیم. همه ما به واقع منحصر به فرد هستیم و علیرغم شباهت های فراوانی که با هم داریم،
تفاوت های خاص خودمان را هم داریم.

۲- آشنایی با گستره ای از افراد به ما کمک می کند تا خود را بهتر بشناسیم. مردم به شیوه های گوناگون فکر می کنند و رفتار می کنند. آگاهی بیشتر از این تفاوت ها به ما در شناخت تفاوت های خود با دیگران و نیز شباهت های خود با دیگران کمک می کند و نهایتا ما را در شناخت بهتر آنچه که هستیم و آنچه که دوست داریم باشیم یاری می کند. زمانی که با افراد بسیار متفاوتی رو به رو می شویم که به لحاظ پیشینه، خانواده و شخصیت با ما تفاوت های زیادی دارند، درباره خود بیشتر و بیشتر می آموزیم. آشنایی بستری است برای شناخت بهتر خود.

۳- در فرایند آشنایی می فهمیم که از چه اموری خوشمان می آید و از چه چیزهایی بدمان می آید. آشنایی به ما کمک می کند تا بهتر و روشن تر بدانیم که به دنبال چه کسی هستیم و چه ویژگی ها و خصوصیاتی را در شریک زندگی خود جستجو می کنیم.
آشنایی به ما کمک می کند تا بدانیم با چه ویژگی هایی احساس راحتی می کنیم و چه افرادی با چه خصلت هایی ما را ناراحت می کنند.

۴- فرایند آشنایی به ما در یادگیری مهارت های ارتباطی کمک می کند. آشنایی به ما فرصت های زیادی برای تجربه ارتباط با افراد دیگر می دهد. ما مجبور هستیم که در یک ارتباط تصمیم های زیاد و مهمی بگیریم تصمیم هایی از قبیل اینکه چه بگوییم و چه کاری انجام دهیم و مجبور هستیم که به پیامدهای رفتاری خود توجه کنیم. همانگونه که متوجه پیامد گفتار و رفتار دیگران بر خود هستیم.

محدودیت های آشنایی

به طور واضح آشنایی می تواند تجربه با ارزشی باشد اما محدودیت ها و معایب خاص خودش را هم دارد که در چهار مورد خلاصه می کنیم:

۱- در فرایند آشنایی هر دو نفر تلاش می کنند تا فقط جنبه های مثبت خود را بیان کنند. البته این معمول است که افراد وقتی می خواهند با هم آشنا شوند تلاش کنند تا فقط جنبه های مثبت خود را بروز دهند.

مشکل در این نیست که تنها وجوه مثبت در آشنایی برجسته می شوند، مشکل اینجاست که در این فرایند افراد تصویر تحریف شده و غیرواقع بینانه ای از یکدیگر خواهند داشت. بعد از ازدواج زمانی که چهره واقعی فرد و وجوه منفی او آشکار شود، همسر او دچار تعارض خواهد شد که چگونه او به این میزان متفاوت فکر می کند، رفتار می کند و حتی صحبت می کند.

۲- دور شدن از دوستان و فعالیت های معمول روزمره، یکی دیگر از محدودیت های آشنایی است. زمانی که ما درگیر یک آشنایی جدی و مهم هستیم، خیلی معمولی است که توجه ما فقط به آن فرد خاص معطوف باشد و از دیگران غافل شویم و توجه کمتری به درس، کار و فعالیت های اجتماعی داشته باشیم.

۳- کوتاهی و قصور در مواجه با موضوعات و مسایل مشترک در زمان آشنایی. یکی از تابلوهای زمان آشنایی، بیان مسایل مرتبط با آنچه که در حال رخ دادن است و مسایل مربوط به ارتباط فعلی است.

ما در زمان آشنایی باید به مشکلات و مسایل همین دوره نیز بپردازیم یا حداقل در این جهت گام برداریم. احتمالا برای حفظ شور و شوق و جذابیت ارتباط از کنار این مسایل می گذریم و آن ها را سربسته رها می کنیم. اما این مسایل نابود نخواهند شد و مانند آتش زیر خاکستر پنهان خواهند بود تا زمان آن فرابرسد و سربکشند.

۴- آشنایی در صورتی که بدون حد و مرز باشد، آمادگی هر دو نفر برای ازدواج تضعیف می کند. آشنایی دو نفره هر چند جهات مثبت بسیاری دارد، اما اکثر متخصصان بر این باورند که به تنهایی برای ازدواج کافی نیست. هر چند آشنایی شرط لازم ازدواج است، اما شرط کافی نیست.

یادگیری در ازدواج موفق موثر است. آمادگی واقعی برای تشکیل خانواده می تواند سخت ترین و در عین حال پاداش دهنده ترین وظیفه زندگی باشد.

ده اشتباه در فرایند آشنایی

در فرایند آشنایی ممکن است چند اشتباه بزرگ از طرف ما رخ دهد. این اشتباهات به ترتیب عبارتند از:

۱- سوالات کافی نمی پرسیم

بسیاری از ما قبل از شروع یک ارتباط، حتی به اندازه زمانی که می خواهیم یک دست لباس بخریم سوال نمی پرسیم.

با این اشتباه ما فرصت کشف چیزهایی را از دست می دهیم که دانستن آن می تواند درباره انتخاب شریک زندگی ما حیاتی باشد.

به نظر می رسد نپرسیدن سوالات کافی به چند دلیل باشد:

الف) پرسیدن سوال جنبه های عاشقانه ارتباط را مخدوش می سازد.

ما سوال نمی پرسیم چون می ترسیم رابطه عاشقانه ما از بین برود. پرسیدن سوال، فضای ارتباط را تبدیل به یک فضای مصاحبه می کند و ما نمی خواهیم که فضای عاشقانه را تبدیل به یک فضای مصاحبه ای کنیم. اما سوال کردن شاید عاشقانه نباشد، اما تنها راه هوشمندانه برای شناخت همسر آینده است.

ب) نمی خواهیم جواب سوال های خود را بدانیم

برخی اوقات ما در فکر این هستیم که حتما باید با فرد مقابل ازدواج کنیم و نمی خواهیم رابطه به پایان برسد، نمی خواهیم چیز بدی بشنویم به همین دلیل به طور ناخودآگاه تلاش می کنیم که سوال نپرسیم. ممکن است بعد از مدت ها کسی را یافته باشیم که به ما قول ازدواج داده باشد و می خواهیم سرانجامی بگیریم؛ بنابراین پرسیدن سوالاتی که ممکن است این رابطه را خراب کند، پرهیز می کنیم.

ج) می ترسیم متقابلا از ما نیز همان سوالات پرسیده شود

وقتی از خود و زندگی خودمان راضی نیستیم یا از گذشته خود شرمساریم و یا با آن کنار نیامده ایم، زمانی که احساس گناه می کنیم و احساس خوبی نسبت به خودمان نداریم، به طرزی ناخودآگاه از پرسیدن سوال طفره می رویم تا از ما نیز همان سوالات پرسیده نشود.

اگر فردی به این دلایل از پرسیدن سوال طفره برود، مورد مهمی است؛ چرا که وقتی ما احساس عزت نفس و احترام به خود را از دست بدهیم احتمال اینکه درگیر یک ازدواج ناموفق شویم، بسیار زیاد است.

د) نمی دانیم درباره چه موضوعاتی باید سوال کنیم

این یعنی اینکه ما از ازدواج تصویر روشنی نداریم و نمی دانیم در زندگی مشترک چه اموری از اهمیت برخوردار است که درباره آن ها سوال کنیم. به نظر می رسد افرادی که به این دلیل سوال نمی پرسند، افرادی هستند که یا نیاز به آموزش جدی دارند و یا اینکه هنوز به پختگی کامل درباره ازدواج نرسیده اند.

پرسیدن سوال شاهراه سوال دیگری است. هر چه اطلاعات ما درباره یک فرد بیشتر باشد، بهتر می توانیم درباره او تصمیم بگیریم و هر چه اطلاعات ما درباره فردی اندک باشد، احتمال اینکه در رابطه با او عصبانی یا مایوس شویم، بیشتر خواهد بود.

یکی از مهمترین مسایل زمان آشنایی، سوالاتی است که باید از فرد مقابل بپرسیم. پرسشنامه های زیادی در رابطه با این سوالات در جهان فراهم شده است. از آنجا که سوالات زمان آشنایی وابسته به فرهنگ است لازم است که از پرسشنامه هایی استفاده شود که با فرهنگ ما هماهنگ باشد.

۲- نشانه های هشدار دهنده مشکلات بالقوه را نادیده می گیریم.

نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده، یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که ما در هنگام ازدواج مرتکب می شویم. ما چیزی را از فرد مقابل خود می بینیم که نشانگر این واقعیت است که باید محتاط تر باشیم، اما خودآگاه یا ناخودآگاه از آن چشم پوشی می کنیم.

ما این کار را به یکی از روش های زیر انجام می دهیم:

الف) مسایل را کم اهمیت جلوه می دهیم

– آن قدرها هم خشمگین نیست.

– آن قدرها هم مواد مصرف نمی کند.

ب) کارهای او را توجیه می کنیم

– کودکی بدی داشته، به همین خاطر زود عصبانی می شود

– چون استرس کاری زیادی دارد فعلا کمی مواد مصرف می کند

ج) کارهای او را منطقی جلوه می دهیم

– او واقعا با هوش است، حیف است که به کارهای نامناسب بپردازد. اگر کار نمی کند درعوض مطالعه می کند.

– او مرد است و مردها به طور طبیعی خیلی به زن های دیگر نگاه می کنند.

د) مشکلات و مسایل را انکار می کنیم

– هیچ کسی تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است. چه کسی گفته که او خیلی عصبانی است؟

– او معتاد نیست فقط بعضی وقت ها به طور تفریحی مواد مصرف می کند.

معمولا در زمان آشنایی و نامزدی مشکلات یک ازدواج خود را به صورت برخی از نشانه ها بروز می دهد، اما بسیاری اوقات افراد از دیدن و توجه به آن ها اجتناب می کنند.

خراب شدن یک رابطه نیز همین گونه است و ما معمولا در رابطه هایی که به ویرانی منجر شده اند، می توانیم نشانه های هشدار دهنده را در آغاز رابطه ببینیم.

مولوی می فرماید:

ای بسا شیرین که شکر بود لیک زهر اندر شکر مضمر بود

آنکه زیرک تر، به بو بشناسدش و آن دگر چون بر لب و دندن زدش

پس لبش ردش کند پیش از گلو گر چه نهره می زند شیطان “کلوا”

و آن دگر را در گلو رسوا شود و آن دگر را در بدن پیدا شود

و آن دگر را در بدن سوزش دهد خرج آن بر دخل آموزش دهد

و آن دگر را بعد مرگ از قعر گور و آن دگر را روز ایام و نشور

(مضمر: پنهان کلوا: بخور خرج: خارج شدن)

۳- عجولانه و زودهنگام سازش می کنیم

یکی دیگر از اشتباهاتی که در زمان آشنایی مرتکب می شویم این است که ارزش ها، رفتارها و عادت های خود را به سرعت تغییر می دهیم تا وانمود کنیم با فرد مقابل توافق و هماهنگی داریم.

در ابتدای آشنایی با چشم پوشی و کوتاه آمدن از آنچه که برایمان اهمیت دارد، سعی می کنیم که رابطه را حفظ کنیم. وقتی متوجه می شویم که عقاید و باورها و علایق ما به مذاق فرد مقابل خوش نمی آید ممکن است که برای عقاید، باورها و عقاید خود اهمیت کمتری قائل شویم تا وانمود کنیم که بسیار با هم تفاهم داریم.

البته کاملا آشکار است که این یک تفاهم ساختگی و قلابی است.

سازش های عجولانه معمولا در موارد زیر خود را نشان می دهند:

الف) چشم پوشی از باورها و ارزش های خود

وقتی که می خواهیم با کسی ازدواج کنیم باورها، نگرش ها و عقاید خود را با او درمیان می گذاریم و درباره باورها، نگرش ها و عقاید او نیز اطلاعاتی به دست می آوریم.

اما اگر برخی از ارزش ها و نگرش هایمان از همخوانی کافی با ارزش ها و نگرش های طرف مقابل برخوردار نباشد، ما تنها دو راه داریم. اول اینکه باورها و ارزش های خود را حفظ کنیم و دوم اینکه برای رسیدن به آن فرد از باورها و ارزش های خود چشم پوشی کنیم.

معمولا افراد به یک یا چند طریق زیر از ارزش ها و باورهای خود چشم پوشی می کنند.

– به اجبار و قبل از آنکه درست باشد و آمادگی آن را داشته باشد تن به رابطه جنسی می دهند.

– از بیان عقیده شخصی خود در مورد خطاها و اشتباهات فرد مقابل خودداری می کنند.

– عقاید، باورها و نگرش های خود را بروز نمی دهند یا آن ها را تعدیل می کنند و یا حتی آن ها را انکار می کنند.

– در فعالیت هایی شرکت می کنند که به طور معمول از انجام آن ها اجتناب می کنند. (مشروب خوردن، مصرف مواد مخدر، تماشای فیلم های مستهجن)

– از اظهارنظر در مورد موضوعاتی که به طور جدی با نظریات فرد مقابل در تضاد است، اجتناب می کنند.

ب) دست برداشتن از علایق و فعالیت های خود

سازش های عجولانه گاهی در مورد علایق و فعالیت های فرد رخ می دهد. این کار معمولا به دو صورت انجام می گیرد.

• علایق شخصی و کارهای خودمان را رها می کنیم به خصوص اگر فکر کنیم که برای فرد مقابل، علایق و کارهای ما اهمیتی ندارد یا اینکه با آینده مشترک ما تعارض دارد.

• خود را غرق علایق و کارهای همسر آینده خود می کنیم درحالیکه خودمان از آن ها لذتی نمی بریم

ج) کناره گیری از خانواده و دوستان

سازش عجولانه و ساز شکاری در مورد ارتباط با خانواده و دوستان نیز به دو صورت رخ می دهد.

– اگر او با دوستان و خانواده ما راحت نباشد، وقت کمتری را با آن ها سپری می کنیم.

– برای خوشحال کردن او با کسانی وقت خود را سپری می کنیم که از بودن با آن ها لذت نمی بریم.

سازش، مدارا و مصالحه در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است اما وقتی این سازش زودهنگام و ناپخته باشد و از شرایط نابالغانه به دور باشد، تاثیر مخربی در ارتباط خواهد داشت.

تمامی روابط سالم حاوی درجاتی از مدارا و سازش و مصالحه است، وقتی متعهد به زندگی با فردی می شویم، دیگر نمی توانیم همانند زمان مجردی زندگی کنیم. قبل از ازدواج از آنجا که هنوز به فردی تعهد نداده ایم می توانیم دقت بیشتری به خرج دهیم، چرا که لازم است قبل از هر چیز به خودمان متعهد باشیم تا به دیگری.

۴- تسلیم نیاز جنسی می شویم

وقتی کسی می خواهد ازدواج کند، یکی از مسائلی که در تصمیم گیری صحیح ایجاد مانع می کند میل جنسی است.

فرد هم جوان است و هم می داند که با ازدواج می تواند به میل جنسی خود پاسخ دهد. بنابراین سعی می کند که به سرعت به سمت ازدواج حرکت کند تا به میل جنسی خود پاسخ دهد.

در قدیم برای اینکه جوان ها از این اشتباه مصون باشند، رسم بر این بود که اولین جلسه خاستگاری بدون حضور پسر برگزار می شد و توصیه می کردند که اول
خانواده ها با هم به توافق برسند.

اما امروزه دیگر چنین کاری ممکن نیست. امروزه لازم است جوان ها خودشان سعی کنند که از این اشتباه دوری کنند و بیاموزند که خود را از تاثیر کورکننده جاذبه جنسی دور کنند.

اگر فردی نتواند خود را از افسون جاذبه جنسی رها کند، احتمال اینکه در دام یک ازدواج ناموفق بیفتد زیاد است.

برای اینکه از این اشتباه مصون باشیم لازم است به موارد زیر عمل شود:

– با حوصله و بدون عجله در طول زمان با فرد مقابل خود آشنا شوید.

– برای ازدواج عجله نکنید

– از هرگونه رابطه جنسی، قبل از ازدواج پرهیز کنید

اگر در نظر دارید با کسی ازدواج کنید سعی کنید از رابطه جنسی با او خودداری کنید تا فرصتی فراهم شود که بدون تاثیر روابط جنسی به شناخت یکدیگر بپردازید.

۵- تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری می شویم

فردی را تصور کنید که گرم، با محبت، گشاده، متعهد و علاقه مند به خانواده است. شخصیتی فعال و پویا دارد و بسیار مردم دار است. بسیار صمیمی است و از زندگی خود راضی است. در ضمن از حس شوخ طبعی بالایی هم برخوردار است. آیا او فرد مناسبی است برای ازدواج؟

حالا فرد دیگری راتصور کنید که کنترل کننده است. می خواهد همه چیز مطابق میل او باشد. اخلاق او وحشتناک است. انتقادکننده و سرزنش کننده است و نمی تواند صمیمی باشد و همیشه به کار خود فکر می کند. آیا او فرد مناسبی است برای ازدواج؟

اگر فرد اول یک آبدارچی باشد و نفر دوم یک کارخانه دار باشد که ثروت و املاک فراوانی دارد حالا نظر شما چیست؟ آیا تفاوتی برای شما دارند؟

در اجتماع ما و در جهان امروز تاکید بسیار زیادی بر ثروت و پول و وضعیت ظاهری افراد می شود. در عین حال ثروت و شهرت و پول به تنهایی اغواکننده و افسون کننده است. بسیاری از ما در برابر ثروت و پول، افسون می شویم. جاذبه ثروت برای بسیاری از ما بسیار زیاد است.

بسیاری از ما در انتخاب همسر خود متاثر از عوامل زیر هستیم:

– پول فرد

– قدرت و نفوذ فرد

– شغل او

– شهرت او

– زیبایی او

بسیاری از ما فکر می کنیم که این عوامل در انتخاب های ما تاثیری ندارند، اما در واقعیت چنین چیزی کمتر دیده می شود. مهم است که به لحاظ عوامل بالا شباهت هایی بین دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تاثیر قرار گرفتن، متفاوت است. وقتی یک رابطه صرفا به دلیل مسایل اقتصادی و مادی شکل می گیرد، رابطه ناسالمی است.

۶- «تعهد» را مقدم بر«تفاهم» می دانیم

قبل از اینکه متوجه شویم که با او تفاهم داریم و قبل از اینکه متوجه شـویم کـه آیا او همسر مناسبی برای ما هست یا نه، متعهد به ازدواج با او می شویم و سریع قول ازدواج می دهیم.

افرادی بیشتر دچار این اشتباه می شوند که:

– مایل هستند متأهل باشند تا مجرد

– آرزومند هستند که دیگر سر انجامی بگیرند و سر خانه و زندگی خودشان بروند

– از خواستگاری خسته شده اند.

– از طرف دیگران برای ازدواج تحت فشار هستند.

– افرادی که فقط و فقط جنبه های مثبت دیگران را می بینند و در هر فردی می توانند چیزی دوست داشتنی پیدا کنند.

– به لحاظ عاطفی به فرد متعهد شده اند

۷- تردیدهای خود را نادیده می گیریم

وقتی در مورد ازدواج با فردی تردیدهایی داریـم، ممکـن اسـت آن هـا را نادیـده بگیریم. برخی از افرادی که تمایلات وسواسی دارند، به دلیل وسواس، دایماً دچار تردید می شوند.

از این افراد که بگذریم، بی توجهی به احساسات درونی و بی توجهی نسبت به تردیدهایی که داریم، مسلماً اشتباه است. زمانی که تردیدی وجود دارد تا وقتی که آن تردید بر طرف نشود نباید ازدواج کنیم.

وقتی نسبت به یک نفر شک و تردید داریم لازم است با شناخت بیشتر و با زمان بیشتر و پرس و جوی بیشتر بر تردیدها غلبه کنیم و گرنه نادیده گرفتن تردیدها مشکلی را حل نمی کند. برخی اوقات ما به تردیدهای خود توجه نمی کنیم چون اعتماد به نفس ما پایین است.

۸- «تفاهم» را بر «علاقه و محبت» مقدم می دانیم.

برخی از افراد به نظر می رسد که تفاهم بسیار زیادی باهم دارند و به دلیل همین تفاهم به آن ها پیشنهاد می شود که با هم ازدواج کنند. اما علیرغم تفاهم زیادی که با هم دارند، علاقه ای به یکدیگر ندارند؛ و یا بهتر اسـت بگوییم برای یکدیگر جذاب نیستند.

معمولا به این افراد توصیه می شود که ازدواج کنند تا پس از ازدواج علاقه و محبت بین آن ها ایجاد شود. لازم است که بدانیم در صورتی که علاقه و محبتی بین دو نفر به طور خاص وجود نداشته باشد، با ازدواج هم آن علاقه ایجاد نخواهد شد.

در بسیاری از ازدواج های بین خویشاوندان یا ازدواج هایی که توسط پدر و مادر ترتیب داده می شـود، می توانیم این اشتباه را مشاهده کنیم. درست است که تفاهم در ازدواج لازم است ، اما کافی نیست.

ازدواج زمانی به سامانی موفق خواهد رسید که سه عنصر «علاقه»، «تعهد» و «تفاهم» باهم وجود داشته باشد.

۹ـ باور به اینکه او را تغییر خواهیم داد.

یکی از باورهای بسیار رایج و غلط در اکثر فرهنگ ها این باور است که ما می توانیم با عشق، توجه و تلاش، همسر خود را تغییر دهیم. به خصوص خانم ها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان آشنایی و ازدواج هستند

۱۰- باور به اینکه پس از ازدواج مشکلات کم می شود.

بسیاری از ما امیدواریم، که با ازدواج همه چیز به خیر و خوشی خواهد گذشـت. حتـی اگـر قبل از ازدواج مسایل و مشکلاتی وجود داشته باشد و رابطه دو طرف غیرصمیمانه باشد، باز هم فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد. اما لازم است که به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم، به احتمال بسیار زیادبعد از ازدواج نیز تداوم خواهد یافت.

یکی از راه های شناسایی فرد مقابل، شناخت خانواده اوست. یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مشاهده اوست زمانی که با خانواده اش در تعامل است. نحوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر، شاخصی از رفتار آینده او در یک ارتباط صمیمانه است.

نوع برخورد و رفتار فرد در خانواده، اطلاعات بسیار زیادیی به ما می دهد، تا پیش بینی کنیم که بعد از ازدواج این فرد چگونه برخورد خواهد کرد. اگر فرد در ارتباط با خانواده صادق و راحت باشد، احتمالا بعد از ازدواج هم به همین شیوه رفتار خواهد کرد و اگر فردی با اعضای خانواده اش با تعارض فراوان و ضدیت رفتار کند، احتمـالا همان الگو نیز به رابطه با همسر تسری پیدا خواهد کرد.

بسیاری باور دارند که همه توان خود را به کار خواهند برد، تا الگوهای رفتاری خانواده خود را دوباره ایجاد نکنند و در رابطه جدیدشان الگوی جدیدی از خانواده ارایه کنند.

«من مثل پدرم نیستم» یا «من نمی خواهم خانواده های شبیه آنچه که پدر و مادرم ایجاد کردند، داشته باشم» و یا «به شما خواهم گفت که خانواده یعنی چه!».

گفتن این حرف ها بسیار راحت تر از عمل کردن به آن هاست. البته این بدین معنا نیست که انسان قدرت تغییر الگوهای قدیمی یاد گرفته را ندارد، بلکه می توان گفت که هر فردی این قدرت را دارد که آنچه را در خانواده یاد گرفته است بشناسد و تغییر دهد.

آشنایی تنها در یک تعامل دو نفره به دست نمی آید، بلکه ما می توانیم از نظر دیگران، دوستان و والدین برای شناختن بهتر فرد مقابل سود جوییم. در آشنایی سنتی، اصل بر این است که افراد کهنسال و والدین عقل و قدرت انتخاب همسر مناسب را دارا هستند.

والدین بیشتر موقعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را در نظر می گیرند. در این نوع ازدواج ها تبار و اصل و نسب و موقعیت خانوادگی عموماً مهمتر از دلبستگی و علاقه دو طرف است و نرخ طلاق در جوامعی که ازدواج سنتی رایج است بسیار کمتر از نرخ طلاق در جوامع دیگر است.

آیا بر این اساس می توان نتیجه گرفت که والدین و افراد بزرگسال بهتر از افراد جوان می توانند تصمیم بگیرند؟!

ما بر این باور هستیم کـه نظـر والدین و افراد کهنسال در کنار نظر افراد جوان حایز اهمیت است و افراد جوان نیاز به شنیدن نظرات آن ها دارند اما بزرگسالان نیز باید حق انتخاب افراد جوان را به رسمیت بشناسند.

لازم است که ما شخصی را که می خواهیم زندگی خود را با او سپری کنیم به خوبی بشناسیم. ازدواج بسیار مهمتر از آن است که به شانس و تصادف واگذار شود. یک ازدواج موفق بینهایت ارزشمند است و یک ازدواج ناموفق می تواند یـک تراژدی واقعی باشد.

خواستگاری

خواستگاری یک سنت قدیمی است. ما ایرانیان از طریق این سنت برای ازدواج با یکدیگر آشنا می شویم. اما امروزه به نظر می رسد که این سنت و این رسم با مشکل رو به رو شده است.

برخی از جوانان فرایند آشنایی را طی می کنند و برای رسمی شدن آشنایی از خواستگاری استفاده می کنند و برخی دیگر که جلسات خواستگاری را محدود می دانند،
سعی می کنند که تعداد جلسات را افزایش دهند.

اما خانواده دختر مقاومت می کند، چرا که برای خانواده دختر جلسات خواستگاری هزینه بر است و در عین حال هیچ معلوم نیست که دختر آن ها ازدواج بکند یا نکند.

خواستگاری از آنجا که هم دختر و پسر و هم خانواده آن ها را درگیر فرایند آشنایی می کند، سنت بسیار با ارزشی است. اما از آنجا که محدودیت زمانی دارد، باعث می شود که در امر ازدواج تعجیل و شتاب پیش بیاید و دختر و پسر مجبور شوند که هرچه سریعتر تصمیم بگیرند.

اخیراً برخی از خانواده ها پس از برگزاری چند جلسه خواستگاری در صورتی که دختر یا پسر مورد قبول و تأیید آن ها بود به دختر و پسر اجازه می دهند که بیشتر با هم آشنا شوند و نهایتاً تصمیم خود را به اطلاع خانواده ها برسانند.

به نظر می رسد که این شیوه اخیر می تواند محدودیت های خواستگاری را تا حد زیادی بر طرف کند. در صورتی که خواستگاری بخواهد به همان شیوه سنتی در چند جلسه برگزار شود، احتمالا نخواهد توانست به حیات خود ادامه دهد.

نیازها زمان می طلبد که خواستگاری انعطاف بیشتری پیدا کند. البته بسیاری از خواستگاری ها بیشتر از یکی دو جلسه ادامه پیدا نمی کند. اما در موارد جدی که افراد متمایل به ازدواج می شوند لازم است که خواستگاری با انعطاف پذیری بیشتر ادامه یابد.

در مواردی که امکان ازدواج هست، هر چقدر خواستگاری از نظر زمانی انعطاف پذیرتر باشد افراد بیشتر و بهتر با یکدیگر آشنا خواهند شد.

شما در این باره چه دیدگاهی دارید…؟

دوستدارتان محمد جانبلاغی

شاید این مطالب زیر بکارتان بیاید



درپناه حق باشید.
 سخن روز مکتب زندگی:
 

لطفاً برای ثبت‌نام در کارگاه آموزشی “40+4 روزه ذهن ثروتمند” کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

6 + 5 =